یکشنبه بیستم آبان 1386

جمشید هاشم پور

  از خودتان بگوئید........

متولد 1323 در تهران هستم.در محل هاشمی سلسبیل.در این دو محله درس خواندم و وارد مدرسه نظام شدم و بعد از آن هم در دانشکده افسری قبول شدم ولی از تحصیل در آن جا انصراف دادم.

در چه سالی وارد سینما شدید؟

در سال 47 به دعوت ساموئل خاچیکیان با فیلم جهنم سبز وارد سینما شدم.

آن زمان چه قدر با سینما آشنا بودید؟

آشنایی خاصی نداشتم و نقش منفی کوتاهی یه من داده شد و همان موقع بود که به این مسئله پی بردم که در عرصه سینما باید با آگاهی وارد شد.

قبل از اینکه وارد این عرصه شوید گویا ورزشکار بودید....

از کودکی علاقه زیادی به ورزش داشتم و در حال حاضر هم همان اندازه علاقه در وجودم هست و ورزش هم میکنم.در جواب سوالتان باید بگویم که سالها کشتی،بدنسازی وورزشهای رزمی کار کرده ام.


چه شد که به سینما آمدید؟

تقریبا تصادفی و حادثه ای بود.تصمیم و انگیزه خاصی برای ورود به عرصه سینما نداشتم.توسط دوستی که در اکیپ ساموئل خاچیکیان کار میکرد به ایشان معرفی شدم،همین!نام آن دوستم هم شریفی بود.

چند برادر وخواهرید؟

پنج برادر و سه خواهريم.

شغل و حرفه پدرتان چه بود؟

نظامی بود وروحیه اش با سینما و مسائل هنری سازگاری نداشت و سعی اش بر این بود که ما خواهر و برادرها آدم های منضبط و دقیقی باشیم.البته متاسفانه ایشان در سال 59 فوت کردند.

و گویا شما در دهه 50 از سینما کناره گیری کرده بودید......

بله در سال 50 به دلایل شخصی و اخلاقی از سینما کناره گرفتم و در سال 60 به دعوت مسعود کیمیائی و با فیلم خط قرمز مجددا به سینما روی آوردم.

راستی چه طور شد که به عرصه ورزش کشیده شدید؟

پدرم ورزش میکرد و ماهم به اتفاق او به مجامع ورزشی می رفتیم.

در ورزش به مدارجی هم رسیدید؟


در کونگ فو خط 7 شال بند سبز را دارم.

جمشید هاشم پور اکشن خودش قبل ازورود به سینما به چه نوع فیلمهایی بیشتر علاقه داشت؟

کمتر فیلم ایرانی می دیدم.ازمیان فیلمهای خارجی هم دست به انتخاب می زدم و کارهای یول براینر،مارلون براندو و کلینت ایستوود را حتما می دیدم.

در کدام فیلم با سر تراشیده ظاهر شدید که از آن به بعد دیگر در اکثر فیلمها با همین تیپ ایفای نقش کردید؟

در فیلم ((نقطه ضعف)) تصمیم بر این شد که با سر تراشیده حضور پیدا کنم و با فیلم ((تاراج)) این نوع تیپ جا افتاد.

اگر بازیگر نمی شدید دوست داشتید که چه کاره می شدید؟

لوکو موتیوران

چرا؟

چون به قطار خیلی علاقه دارم و سعی می کنم اکثر سقرهایم را با این وسیله انجام دهم.

آرزوهایتان چیست؟

در کارم بتوانم مثمر ثمر واقع شوم و در پیش برد فرهنگ کشورم نقشی داشته باشم.

بازیگروهنرمند باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟

از آنجایی که زندگی،آداب،نوع تفکر و بینش هنرمندان زیر ذره بین است و اکثر آنها الگوئی برای جوانان هستند باید در رفتار و آداب خود بسیار دقت و وسواس داشته باشند،هنرمند باید هنرمندانه و خالص و پاک زندگی کند،اگر بازیگر سلامت روحی و جسمی خود را حفظ کند این سلامت روحی و جسمی و ایمان و تعهد در جامعه نیز نمود پیدا میکند و هنرمند در ارائه جامعه ای سالم می تواند نقش به سزایی ایفا کند.

کدام خصوصیات در شما بارزتر است ؟


آدم بی شیله پیله ای هستم و همیشه سعی ام بر این بوده که صداقت را سر لوحه زندگی ام قرار دهم.
ازدواج کرده اید؟

21
سال است که ازدواج کرده ام .2 فرزند دختر به نامهای الناز و ساناز دارم.همسرم فارغ التحصیل روانشناسی است و ایشان فیلم نامه هایی که به من پیشنهاد می شود با دیدی روانشناسانه مطالعه می کند و نظرات خوبی ارائه می دهد و در زندگی هم همسری مهربان،فداکار و بسیار با شعور و با گذشت است.

شهرت باعث سلب آسایش شما هم شده است؟

شهرت در کل خوب نیست،چرا که معایبش بیشتر از محاسنش است،آدمهایی که عادی زندگی می کنند قدر این عادی بودن و عادی زندگی کردن را بدانند،شهرت جدا از محدود کردن فرد،مشکلات خاصی را حتی برای خانواده ایشان به وجود می آورد.


در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟

این روزها مشغول بازی در فیلم استشهادی برای خدا یه کارگردانی علیرضا امینی هستم.این فیلم یک اثر ماورایی است درباره بازگشت مردی که بعد از بیست سال به زادگاهش بر می گردد تا همسر سابقش را پیدا کند و این سر آغاز اتفاقات متعددی است برای وی.

فیلم نامه این کار را محسن تنابنده و علیرضا امینی نوشته اند و در کنار بنده محسن تنابنده،احمد مهرانفر،سروناز مستوفی و هاله گرجی به ایفای نقش می پردازند.تهیه کنندگی فیلم بر عهده سعید حاج میری با مشارکت سازمان سینمایی سبحان فیلم است.

و حرف آخر؟

امیدوارم بتوانم با اخلاق و منش و کارهای ماندگار و خوب،لطف و محبتهای بی دریغ مردم را جبران کنم.
نوشته شده توسط مهدی در 10:11 |  لينک ثابت   •